آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
192
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
بودند و در اين ولا عزتمآب بيگزاده اعظم اكرم دونبرونت « 1 » شرلى را به رسم رسالت و ايلچيگرى بهجانب فرنگستان و خدمت سلاطين رفيع الشأن فرنگ فرستادهايم مقرر فرمودهايم كه پادرى اعظم پادرى جوان رفيق خود پادرى رديمتو را به جهت اعتماد همراه بيگزادهء مذكور نمايد كه به اتفاق به خدمت حضرات پادشاهان فرنگ رفته از جانب نواب همايون ما ابلاغ رسالت نمايند و خود در اين صوب بوده در خدمت اشرف بوده باشد و مشاراليه حسب الامر الاعلى پادرى رديمتو را همراه بيگزادهء مذكور كرده روانه نمود و پادرى جوان را ما در اينجا نگاه داشتهايم . مىبايد كه پادرى مزبور در هرجا و هر ولايت از قلمرو همايون وارد گردد حكام كرام و داروغگان و مردم آن ولايت مقدم او را گرامى داشته كمال عزت و حرمت به تقديم رسانند و در باب قدغن جايى از فرموده تخلف نورزند و در عهده دانسته تقصير ننمايند تحريرا فى شهر رمضان المبارك سنه 1024 » « 2 » . رابرت شرلى با كشيش همراه خود و زوجهاش در دهم نوامبر 1615 ( 13 رمضان 1024 ) به عزم سفر از اصفهان بيرون آمدند و از راه شيراز و جهرم و لار به هرمز رسيدند و از هرمز به بندر گوا در هندوستان رفتند و در 25 سپتامبر 1617 ( 7 رمضان 1206 ) بعد از دو
--> ( 1 ) . Don Baronnet ( 2 ) . تصوير اصل اين فرمان و سواد آن در تاريخ نفيس عيسويان كرملى كه در سال 1939 در دو جلد در لندن به طبع رسيده آمده و ما آن را از آنجا نقل كرديم .